ورزش آذربایجان - تراکتور جواد نکونام در هفتههای اخیر به تیمی تبدیل شده که شناختن شیوه بازیاش دشوار است. سرخپوشان نه در فاز دفاعی اطمینان لازم را دارند و نه هنگام حمله میتوانند برنامهای مستمر و قابل اتکا ارائه کنند. احتیاط بیش از اندازه، ظاهراً با هدف حفظ ساختار دفاعی انجام میشود، اما خروجی آن بارها چیزی جز عقبنشینی، تحمل فشار حریف و از دست دادن کنترل بازی نبوده است.
تناقض بزرگ؛ تیمی که میتواند گل بزند اما حمله نمیکند
یکی از پرسشهای جدی درباره تراکتور این است که چرا تیمی با این تعداد بازیکن توانمند در خط حمله، تا این اندازه در ارائه فوتبال تهاجمی محدود عمل میکند؟ دیدار مقابل نفتچی نمونه روشنی از این تناقض بود؛ تراکتور با وجود اخراج یک بازیکن، توانست دو بار دروازه حریف را باز کند و به بازی برگردد، اما در بخش زیادی از جریان دیدار، تحت فشار قرار داشت.
نکته قابل توجه اینکه در هر دو گل تراکتور، کیفیت فردی و حرکات تأثیرگذار امیرحسین حسینزاده نقش مهمی داشت. این مسئله نشان میدهد بازیکنان تراکتور همچنان توانایی تغییر نتیجه را دارند، اما تیم برای رسیدن به گل بیش از آنکه به یک الگوی هجومی مشخص متکی باشد، به خلاقیت و توانایی فردی مهرههایش وابسته است.
مشکلات تکراری در دفاع؛ حریفان راه دروازه را پیدا کردهاند
در سوی دیگر زمین، گلهای دریافتی تراکتور نیز نگرانیهای جدی ایجاد کرده است. ضربات از پشت محوطه جریمه و شوتهای از راه دور، به یکی از مسیرهای تهدید دروازه این تیم تبدیل شدهاند. وقتی یک ضعف دفاعی در چند بازی تکرار میشود، طبیعی است که حریفان نیز آن را شناسایی و برای استفاده از آن برنامهریزی کنند.
مشکل فقط به عملکرد مدافعان یا دروازهبان محدود نمیشود؛ پرسش اصلی این است که چرا فضای مقابل خط دفاعی بهدرستی پوشش داده نمیشود و چرا بازیکنان حریف فرصت پیدا میکنند با آزادی عمل از پشت محوطه اقدام به شوتزنی کنند؟
تغییرات مداوم و نبود یک هویت مشخص
تراکتور در هفتههای اخیر با آرایشهای متفاوتی از جمله ۴-۴-۲ و ۵-۳-۲ به میدان رفته و گاهی بازیکنان را در نقشهایی متفاوت از پست تخصصیشان به کار گرفته است. تغییر سیستم بهخودیخود ایرادی ندارد، اما زمانی که این تغییرات به یک برنامه مشخص و متناسب با ویژگیهای بازیکنان منتهی نشود، نتیجه آن سردرگمی در زمین خواهد بود.
تیم برای اجرای هر سیستم به هماهنگی، شناخت متقابل و تکرار نیاز دارد. نمیتوان انتظار داشت بازیکنان با تغییرات پیدرپی در آرایش و وظایف فردی، در کوتاهمدت به یک ساختار منسجم برسند. تراکتور پیش از هر چیز به یک ترکیب و الگوی بازی باثبات نیاز دارد.
دفاع بدون ضدحمله، حمله بدون برنامه
یکی از اصول فوتبال تدافعی، استفاده درست از لحظههای انتقال از دفاع به حمله است. تیمی که عقب مینشیند و فضای کمتری در اختیار حریف قرار میدهد، باید برای لحظه تصاحب توپ و فرار به سمت دروازه مقابل برنامه داشته باشد. با این حال، تراکتور حتی در موقعیتهایی که امکان اجرای ضدحمله با برتری عددی را دارد، در تصمیمگیری و استفاده از فضاها موفق عمل نمیکند.
در دیدار مقابل نفتچی نیز یک موقعیت مناسب برای ضدحمله در شرایطی که تراکتور میتوانست با نفرات بیشتری به سمت دروازه حریف حرکت کند، از دست رفت؛ فرصتی که استفاده بهتر از آن میتوانست سرنوشت بازی را تغییر دهد.
هواداران در انتظار یک پاسخ روشن
شرایط فعلی تراکتور را نمیتوان با یک نتیجه یا یک اتفاق توضیح داد. از یک طرف، بازگشت تیم به بازی در شرایط دشوار و توانایی گلزنی با یک بازیکن کمتر، نشاندهنده ظرفیت فردی و روحیه بازیکنان است؛ از طرف دیگر، از دست رفتن امتیازها مقابل الشمال، نفتچی و دیگر حریفان، نگرانی درباره مسیر فنی تیم را افزایش داده است.
شاید دشوارترین بخش ماجرا همین باشد؛ تراکتور نه آنقدر مقتدرانه نتیجه میگیرد که تمام انتقادها را کنار بزند و نه آنقدر از هم گسیخته ظاهر میشود که تصمیم درباره آینده کادر فنی برای همه روشن باشد.
در چنین شرایطی، هوادار بیش از هر چیز به پاسخ نیاز دارد: تراکتور قرار است چه فوتبالی بازی کند؟ آیا نکونام به یک سیستم مشخص و متناسب با توانایی بازیکنانش رسیده است؟ و مهمتر از همه، چه زمانی قرار است نشانههای پیشرفت در عملکرد تیم دیده شود؟ ادامه این وضعیت، بیش از هر چیز به بلاتکلیفی هواداران دامن میزند؛ هوادارانی که هنوز به توانایی بازیکنان تیم امید دارند، اما برای اعتماد به مسیر فنی تراکتور، دلایل قانعکنندهتری میخواهند.
نظرات (0)