ورزش آذربایجان - فوتبال در ذات خود یک بازی است؛ بازیای که از دل دوستیها متولد میشود و قرار است نمادی از رقابت، احترام و همدلی میان انسانها باشد. ورزشگاهها باید جایی باشند که مردم با زبانها و فرهنگهای متفاوت، در کنار یکدیگر از هیجان فوتبال لذت ببرند؛ اما امروز، در بخشی از ورزشگاههای ایران، دیگر نشانی از آن دوستیها باقی نمانده است. فوتبال، بهجای آنکه بهانهای برای نزدیکی مردم باشد، گاهی به صحنهای برای نفرتپراکنی و تقابلهای هویتی تبدیل شده است. اتفاق انزلی بار دیگر این پرسش را پیش روی فوتبال ایران گذاشت: چه کسی قرار است به این چرخه پایان دهد؟
پرده اول | انزلی؛ مسابقهای که آغاز نشد
قرار بود ملوان و تراکتور در ورزشگاه قایقران انزلی به مصاف یکدیگر بروند؛ مسابقهای که باید با سوت داور آغاز میشد و نتیجه آن را تلاش بازیکنان در زمین مشخص میکرد. اما پیش از آغاز بازی، فحاشی و توهینهای قومیتی از سوی هواداران ملوان، شرایط را تغییر داد. این بار، ماجرا فقط یک حاشیه معمول فوتبالی نبود؛ هویت قومی هواداران تراکتور هدف قرار گرفت و اعتراض، از سکوها به تصمیمی جدی در سطح باشگاه رسید.
محمدرضا زنوزی، مالک تراکتور، دستور داد تیمش وارد زمین نشود. تصمیمی که میتواند پیامدهای انضباطی داشته باشد، اما پیام اعتراضی آن روشن است: نمیتوان انتظار داشت یک باشگاه در برابر توهین به هویت هوادارانش سکوت کند و مسابقه را چنان ادامه دهد که گویی اتفاقی رخ نداده است. تراکتور خواهان پیگیری موضوع بر اساس مقررات فوتبال است؛ اما آنچه در انزلی رخ داد، پرسشی بسیار بزرگتر از سرنوشت یک مسابقه ایجاد کرد: چرا فوتبال ایران هنوز نتوانسته با توهینهای قومیتی مقابلهای مؤثر داشته باشد؟
پرده دوم | سالها فریاد؛ سالها بیاعتنایی
هواداران تراکتور سالهاست از توهینهای قومیتی در ورزشگاهها به فغان آمدهاند. اتفاقات یزد، اصفهان، تهران و دیگر شهرها، بارها این زخم را تازه کرده است؛ بااینحال، مطالبه برخوردی جدی و بازدارنده همچنان پابرجاست. در این سالها، انتظار میرفت مدیران فوتبال، مسئولان فرهنگی و متولیان ورزش برای جلوگیری از تکرار چنین رفتارهایی اقدام مؤثری انجام دهند؛ اما تکرار اتفاقات نشان میدهد که راهحلهای گذشته دستکم برای پایان دادن به این چرخه کافی نبودهاند.
وقتی توهین تکرار میشود و برخوردی متناسب و بازدارنده در پی آن دیده نمیشود، پیام خطرناکی به جامعه مخابره خواهد شد: اینکه میتوان هویت قومی دیگران را هدف گرفت و پس از چند روز، همهچیز را به فراموشی سپرد. سکوت در برابر چنین رفتاری، نه مشکل را حل میکند و نه آرامش را به ورزشگاهها بازمیگرداند. حاصل آن، انباشته شدن خشم و عمیقتر شدن شکافهایی است که فوتبال باید برای کاهش آنها تلاش کند، نه اینکه به گسترششان دامن بزند.
پرده سوم | تراکتور قدرتمندتر شد؛ مطالبه نیز بلندتر شد
تراکتور امروز به یکی از قدرتهای فوتبال ایران تبدیل شده است؛ باشگاهی با هواداران پرشمار که هویت و جایگاه خود را در فوتبال کشور تثبیت کردهاند. در چنین شرایطی، انتظار میرود رقابت با تراکتور در زمین فوتبال و بر اساس توانایی بازیکنان و تیمها شکل بگیرد، نه آنکه زبان و قومیت هواداران به ابزار تقابل تبدیل شود.
نمیتوان بدون بررسی مستندات درباره انگیزه تمام توهینکنندگان قضاوت کرد؛ اما میتوان با قاطعیت گفت که هیچ نتیجه ورزشی، هیچ رقابتی و هیچ اختلافی، توهین به هویت قومی انسانها را توجیه نمیکند. اتفاق انزلی را نیز باید در کنار سابقه این اعتراضها بررسی کرد. بیتوجهی به اتفاقات گذشته، زمینه تکرار بحران را فراهم کرده است و امروز دیگر نمیتوان با محکومیتهای کلی و وعدههای تکراری از کنار آن گذشت.
تصمیم زنوزی، فارغ از ارزیابی حقوقی و انضباطی آن، اعتراض به وضعیتی است که باشگاه نمیخواهد آن را عادی بپذیرد. اکنون باید این مطالبه از یک اعتراض موردی فراتر برود و به نقطه آغاز تغییر در برخورد با توهینهای قومیتی تبدیل شود.
پرده چهارم | فدراسیون؛ آزمون مسئولیتپذیری
اکنون فدراسیون فوتبال در برابر آزمونی جدی قرار گرفته است. موضوع فقط تعیین تکلیف مسابقه ملوان و تراکتور یا بررسی درخواستهای انضباطی باشگاهها نیست؛ مسئله اصلی، پایان دادن به رفتاری است که بارها در ورزشگاهها تکرار شده و شأن انسانی هواداران را هدف قرار داده است.
فدراسیون باید با بررسی گزارشهای رسمی و مستندات موجود، تصمیمی شفاف و مستدل درباره اتفاقات انزلی اتخاذ کند؛ اما مسئولیت آن به همین پرونده محدود نمیشود. فوتبال ایران به سازوکاری نیاز دارد که در آن، توهین قومیتی با برخوردی جدی، متناسب و بازدارنده مواجه شود و هیچ باشگاهی احساس نکند که در برابر چنین رفتارهایی تنها مانده است.
این برخورد باید درباره همه تیمها، همه شهرها و همه قومیتها یکسان باشد. نمیتوان در یک ورزشگاه سختگیری کرد و در ورزشگاهی دیگر از کنار همان رفتار گذشت. عدالت انضباطی زمانی معنا پیدا میکند که مقررات بدون تبعیض اجرا شوند و نتیجه آن، کاهش واقعی توهینها باشد. فدراسیون باید نشان دهد که مقابله با نفرتپراکنی، صرفاً عبارتی در بیانیهها نیست، بلکه مسئولیتی جدی و مستمر است.
پرده پنجم | فوتبال باید دوباره بازی شود
امروز مسئله فقط تراکتور و ملوان نیست؛ مسئله آینده فوتبال ایران و رابطهای است که ورزش باید میان مردم برقرار کند. اگر قرار باشد هر بار توهینهای قومیتی رخ دهد، چند روزی بحث و جنجال شکل بگیرد و سپس همهچیز فراموش شود، هیچ تضمینی برای جلوگیری از تکرار این اتفاقات وجود نخواهد داشت.
هدف باید روشن باشد: کاری کنیم که هیچ هواداری در هیچ ورزشگاهی، در هیچ شهری و در هیچ مسابقهای، به خود اجازه توهین به زبان و هویت قومی دیگری را ندهد. این مطالبه متعلق به یک باشگاه یا یک قوم نیست؛ دفاع از احترام به همه مردم ایران است.
زنوزی تصمیمش را گرفت؛ حالا نوبت فدراسیون است. فوتبال جای بازی است، نه نفرت!
نظرات (0)