ورزش آذربایجان - تساوی تراکتور و استقلال، بار دیگر تفاوت عملکرد سرخهای آذربایجان در دو نیمه را برجسته کرد. تیم جواد نکونام در نیمه نخست بیشتر به خنثی کردن حریف فکر میکرد، اما پس از دریافت گل، هجومیتر شد و با گل مهدی حسینی در دقیقه ۷۵ به بازی برگشت. پرسش اصلی این است که چرا این رویکرد تهاجمی از ابتدای مسابقه در دستور کار قرار نمیگیرد؟
از فوتبال ترکیبی تا ارسالهای بیثمر
تراکتور در فصول قبلی و تحت هدایت سرمربیان پیشین با پاسهای کوتاه و گردش توپ به دنبال ساخت موقعیت بود، اما در این فصل و خصوصا این بازی بخشی از برنامه هجومی به ارسال توپ و پرتاب اوت محدود شد. استفاده از اوتهای بلند یا حضور مدافعان در کنارهها می تواند بخشی از برنامه های سرمربی باشد؛ مشکل زمانی است که این حرکات بدون طراحی مشخص و جمعآوری توپ دوم، به موقعیت خطرناک منجر نمیشوند. تیم باید برای رساندن توپ به محوطه جریمه، راهکارهای متنوعتری داشته باشد.
دانشگر و تکرار اشتباه در یارگیری
گل استقلال در دقیقه ۲۸ و روی حرکت سعید سحرخیزان به ثمر رسید. در این صحنه، جلوتر قرار گرفتن محمد دانشگر از مهاجم و ناتوانی در کنترل حرکت او، فضای خطرناکی ایجاد کرد. وقتی ایرادی مشابه در چند مسابقه تکرار میشود، مسئولیت فقط متوجه بازیکن نیست؛ کادر فنی نیز باید با بررسی موقعیتگیری مدافعان و پوشش اطراف آنها، مانع تکرار این اشتباه شود.
چرا تراکتور بعد از عقب افتادن هجومی میشود؟
تیم نکونام تا پیش از دریافت گل، بیشتر به بستن فضاها و برهم زدن بازی حریف توجه داشت. عقب افتادن نتیجه اما باعث شد تراکتور با جسارت بیشتری جلو برود. این تغییر نشان میدهد تیم ظرفیت حمله کردن را دارد، ولی برای استفاده از آن نباید منتظر گل حریف بماند.
اگر قرار است تراکتور بر دفاع منظم و ضدحمله تکیه کند، باید پس از توپگیری با دو یا سه پاس به زمین حریف برسد. این کار به فاصله مناسب خطوط، حمایت هافبکها و حرکت هماهنگ مهاجمان نیاز دارد؛ در غیر این صورت، توپگیریها بدون تهدید جدی برای دروازه حریف پایان مییابند.
پس از گل تساوی، چرا فشار ادامه پیدا نکرد؟
گل مهدی حسینی در دقیقه ۷۵ تراکتور را به بازی برگرداند؛ اما پس از رسیدن به تساوی، مسئله مهم این بود که آیا تیم میتواند فشار را ادامه دهد و برای گل دوم موقعیتهای بیشتری بسازد یا نه. مدیریت مسابقه فقط در حفظ نتیجه خلاصه نمیشود؛ گاهی لازم است تیم با حفظ تعادل دفاعی، از شرایط روانی و فنی ایجادشده برای رسیدن به گل بعدی استفاده کند.
البته حمله بیشتر همیشه به معنای تعویضهای هجومی یا جلو کشیدن بیمحابای همه بازیکنان نیست. مسئله، داشتن برنامه مشخص برای ادامه فشار است؛ برنامهای که در آن مشخص باشد چه زمانی تیم پرس میکند، چگونه توپ را به کنارهها میرساند و چه تعداد بازیکن در محوطه جریمه حاضر میشوند.
تیم فنی نکونام؛ از آنالیز تا اجرای برنامه
تفاوت چهره تراکتور در دو نیمه و تکرار اشتباهات دفاعی، ضرورت بازنگری در آمادهسازی تیم را نشان میدهد. انتخاب ترکیب، طراحی راهکارهای هجومی و اصلاح ایرادهای فردی باید به برنامهای روشن منجر شود که بازیکنان از ابتدای بازی آن را اجرا کنند.
تراکتور توان بازگشت به مسابقه را دارد؛ مسئله این است که چرا برای نشان دادن توان هجومی خود باید ابتدا عقب بیفتد. نکونام باید تیمی بسازد که در کنار استحکام دفاعی، از همان دقایق ابتدایی برای گل زدن برنامه داشته باشد و پس از رسیدن به گل نیز ابتکار عمل را بهسادگی واگذار نکند.
نظرات (0)