ورزش آذربایجان - قرمز محبوب من، چند صباحی هست که نیستی. البته رفتنت مثل رفتنهای بقیه نیست که بگویم بیبازگشت است، اما همین مقدار دوری، همین اندازه کمبودنت، مرا دلتنگ کرده.
راستش را بخواهی، حالا میفهمم چقدر به تو وابستهام؛ چقدر برنامههای هفتگیام را با تو تنظیم کردهام، چقدر با تو دوست پیدا کردهام، چقدر با تو خندیدهام و گریه کردهام؛ من چقدر با تو زندگی کردهام.
در این روزهایی که دلار سر به فلک کشیده، اخبار سیاسی امانمان را بریده و خبرهای بد هم مدام به گوشمان میرسد، جای تو خالی است؛ تا یک نود دقیقه از غوغای جهان فارغ شویم. جای تو خالی است تا بیمحابا بالا بپرم و پایین بیایم.
قرمز محبوب من، این بار قویتر برگرد؛ چرا که من ضعیفتر از دفعه قبل هستم. راستش، بوی این مهرماه پر از غم، امانم را بریده.
بیپرده بگویمت؟ حالم خوش نیست.
از آخرین باری که کنار تو بودهام زیاد نگذشته، اما صاحبخانه فکر میکند خیلی سال است که پول پیش را اضافه نکرده؛ ماشینم با بنزین دههزار تومانی راه نمیرود و میگوید فلان جایش خراب شده. آن گوشه دنیا چند نفر برای خرید جدیدترین آیفون صف کشیدهاند و اینجا من منتظرم تا نوبتم برای پرداخت اقساطم سر برسد.
اما در میان تمام اینها، فقط یک دلخوشی دارم؛ آن هم تویی. قرمز محبوب من، بیا؛ این بار قویتر بیا، چرا که باید پیروز شویم بر هر آنچه که سهم ما نیست، اما بر ما مقدر شده.
نظرات (0)