ورزش آذربایجان - یکی از مشکلاتی که در بازیهای اخیر تراکتور بیشتر به چشم آمده، فاصله بین ترکیب اصلی و نیمکت است؛ مسئلهای که در تیمی با هدف قهرمانی و حضور همزمان در لیگ و آسیا نمیتواند موضوع کوچکی باشد. تراکتور روی نیمکت بازیکن دارد، اما مسئله اینجاست که چند نفر از آنها واقعاً میتوانند معادله یک مسابقه را تغییر دهند؟ برای تیمی که همزمان در لیگ و آسیا بازی میکند و مدافع عنوان قهرمانی لیگاست، نیمکت باید بخشی از نقشه تاکتیکی باشد که در طول ۹۰ دقیقه به مربی امکان تغییر بدهد.
نیمکت تراکتور؛ بیشتر پوشش، کمتر غافلگیری
نگاهی به گزینههای معمول نکونام نشان میدهد که هرکدام کاربرد مشخصی دارند، اما تعداد بازیکنانی که میتوانند یک «فاز جدید» به بازی اضافه کنند محدود است. اشترکالی در مقایسه با مغانلو میتواند مهاجم متحرکتری باشد و با پرس و جابهجایی بیشتر، خط اول دفاع حریف را تحت فشار قرار دهد؛ اما برای استفاده از این ویژگی، باید توپ به منطقه مناسب برسد. مهدی حسینی بیشتر یک گزینه برای کنترل و گردش توپ در میانه زمین است؛ بازیکنی که میتواند در زمان حفظ نتیجه یا افزایش کیفیت مالکیت مفید باشد، اما قرار نیست به تنهایی قفل یک دفاع فشرده را باز کند. شیری و محرمی نیز بیشتر در سناریوهای مربوط به کنارهها و حفظ ساختار دفاعی کاربرد دارند؛ بنابراین ورودشان لزوماً به معنای هجومیتر شدن تیم نیست. کریمآذر از این جمع یک ویژگی متفاوت دارد؛ چندپسته بودنش به نکونام اجازه میدهد در جریان مسابقه ساختار سمت چپ یا میانه را تغییر دهد، اما همین ویژگی باعث میشود بیشتر «ابزار تاکتیکی» باشد تا یک تعویض هجومی تخصصی. کرار نماری میتواند با حمل توپ، دریبل و تغییر ریتم، گزینه متفاوتتری برای بازیهای بسته باشد، ولی برای تبدیل شدن به یک تعویض تعیینکننده، باید در نقش مشخص و شرایط مناسب وارد زمین شود . فاضلی هم بیشتر گزینهای برای پوشش، حفظ ساختار و مدیریت دقایق پایانی است. حتی با وجود توانایی های نماری، کریم آذر و فاضلی استفاده از این بازیکنان جوان سرمربی پر دل و جرعتی میخواهد که ریسک فصرت دادن به بازیکن جوان را به جان بخرد .بنابراین روی نیمکت تراکتور بازیکن کم نیست؛ چیزی که کم است، تنوع ابزار هجومی است.
یک مصدومیت، سه پست را جابهجا میکند
عمق ترکیب زمانی بیشتر خودش را نشان میدهد که غیبت یک بازیکن باعث جابهجایی زنجیرهای شود. نبود ترابی و هاشمنژاد فقط دو بازیکن هجومی را از تراکتور نگرفته؛ گزینههای طبیعی برای تغییر ریتم و ایجاد برتری در کنارهها هم کمتر شدهاند. در بازی شمسآذر، برای نمونه، شرایط نفرات باعث شد دانیال اسماعیلیفر در سمت چپ بازی کند و صادق محرمی در دفاع راست قرار بگیرد. این یعنی کمبود یک مهره هجومی میتواند حتی شکل خط دفاع و کنارهها را هم تغییر دهد. در چنین تیمی، بازیکن چندپستهای مثل کریمآذر ارزش پیدا میکند، چون میتواند چند نقطه را پوشش دهد؛ اما از طرف دیگر، تیم به یک وینگر یا بازیکن هجومی تخصصی هم نیاز دارد که بدون برهم زدن ساختار سایر خطوط، مستقیم وارد زمین شود و یکبهیک، سرعت یا حمل توپ را اضافه کند. این تفاوت بین «بازیکن چندپسته» و «بازیکن تغییردهنده» است.
نکونام به یک نیمکت با سه نقشه نیاز دارد

نکونام البته نمیتواند تمام این ضعف را به تنهایی حل کند. او تیم را نبسته، پیشفصل کامل نداشته و مصدومیت چند مهره مهم نیز گزینههایش را محدود کرده است. اما اگر تراکتور قرار است تا پایان فصل در دو جبهه بجنگد، نیمکت باید از حالت ذخیرههای پستبهپست خارج شود و به بخشی از طراحی مسابقه تبدیل شود. یک نیمکت کامل باید حداقل سه پاسخ داشته باشد: برای زمانی که تیم جلوست و نیاز به کنترل دارد، برای زمانی که مساوی است و باید ریتم هجومی افزایش پیدا کند، و برای زمانی که عقب است و باید شکل بازی عوض شود. مهدی حسینی، شیری، محرمی، کریمآذر و فاضلی برای بخشی از این سناریوها ابزار مناسبی هستند؛ اشترکالی و نماری هم میتوانند در شرایط مشخص، تهاجمیتر عمل کنند. اما سؤال بزرگ همچنان باقی است: آیا این نیمکت میتواند بدون قربانی کردن ساختار تیم، یک مسابقه بسته را باز کند؟ پاسخ به این سؤال برای تراکتوری که قرار است تا پایان فصل در سطح مدعی باقی بماند، کماهمیتتر از کیفیت ترکیب اصلی نیست.
نظرات (0)