ورزش آذربایجان - جواد نکونام از همین حالا منتقدان خودش را پیدا کرده است؛ منتقدانی که بیش از نتیجه، به سبک بازی تراکتور ایراد میگیرند. این نقد را نمیتوان نادیده گرفت. تراکتور در بعضی مسابقات بیش از اندازه محتاط بازی کرده، در برابر حریفانی که از نظر کیفیت فاصله محسوسی با این تیم داشتهاند، گاهی برای حمله ریسک لازم را نکرده و بعضی تغییرات در ترکیب و جابهجایی پستها نیز ریتم تیم را برهم زده است. اما در سوی دیگر، نمیتوان شرایطی را که نکونام کارش را در آن آغاز کرده از یاد برد. او نه تیم را بسته، نه در پیشفصل آن را آماده کرده و نه فرصت یک دوره آمادهسازی واقعی داشته است؛ سرمربیای که عملاً در آستانه شروع فصل هدایت تراکتور را برعهده گرفت، نمیتواند در چند هفته تیم را کاملاً مطابق ایدههای خودش تغییر دهد. بنابراین اگر قرار است نکونام نقد شود، باید بابت چیزهایی نقد شود که واقعاً در اختیار او بوده، نه بابت تصمیماتی که پیش از حضورش در تراکتور گرفته شدهاند.
نتیجهها فعلاً به نفع نکو هستند
با تمام این محدودیتها، خروجی تراکتور تا اینجا قابل چشمپوشی نیست. تیم در هفتههای ابتدایی لیگ امتیازات مهمی جمع کرد، مقابل رقبای مستقیم نتیجه گرفت و حتی با وجود مصدومیتهای متعدد، همچنان در بالای جدول قرار دارد. نکونام در این مدت پوستونسکی، ترابی و هاشمنژاد را از دست داده و در مقاطع مختلف با مصدومیت بازیکنان دیگری هم روبهرو بوده است؛ خود او نیز پس از بازی شمسآذر از کمبود بازیکن و مصدومیت حسینزاده و مغانلو صحبت کرده بود. در چنین شرایطی، نمیتوان نتایج را بیاهمیت دانست و همه چیز را به «شانس» یا «ساختار فصل گذشته» نسبت داد. در عین حال، صدرنشینی هم نباید تبدیل به سپری برای فرار از نقد شود. تراکتور نتیجه میگیرد، اما هنوز در بعضی مسابقات فوتبالی ارائه میدهد که با انتظارات هوادار این تیم فاصله دارد؛ تیمی که میتواند بهتر حمله کند، بیشتر مالک بازی باشد و مقابل تیمهای ضعیفتر جسورتر فوتبال بازی کند.
مشکل اصلی؛ فاصله بین نتیجه و فوتبال
مسئله دقیقاً همینجاست؛ تراکتور امروز نه آنقدر بد است که تغییر فوری نیمکت منطقی به نظر برسد و نه آنقدر بینقص که هر انتقادی از نکونام غیرمنصفانه باشد. اگر تیم صدر جدول باشد اما هوادار از مدل بازیاش راضی نباشد، نمیتوان فقط جدول را نشان داد و گفت همه چیز خوب است. از طرف دیگر، اگر تیمی با این حجم از مصدومیت و محدودیت نیمکت همچنان امتیاز جمع میکند، نمیتوان فقط به زیبایی فوتبال نگاه کرد و تمام این واقعیتها را کنار گذاشت. حتی در صحبتهای خود نکونام بعد از چادرملو و استقلال خوزستان، هم موقعیتهای از دسترفته تیم و هم محدودیت گزینهها مطرح شده است. مسئله امروز تراکتور بیشتر از آنکه «نکونام خوب است یا بد» باشد، این است که آیا او میتواند با بازگشت مصدومان، تقویت تیم در نیمفصل و زمان بیشتر، نسخه فوتبالی مورد انتظار هواداران را هم ارائه کند یا نه.
فعلاً تغییر نیمکت، پاک کردن صورت مسئله است
تغییر سرمربی در مقطع فعلی در حد یک تصمیم بیهوده و از روی احساس است که در این مقطع یعنی شروع دوباره؛ آن هم برای تیمی که هنوز درگیر مسابقات لیگ و آسیاست و خودش با کمبود بازیکن مواجه است. اگر قرار باشد تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس یک مشکل روشن و مستمر باشد، نه صرفاً نارضایتی از شکل بازی در چند مسابقه. نکونام باید تا نیمفصل فرصت داشته باشد تیمی که واقعاً متعلق به خودش است بسازد؛ بعد میتوان درباره کیفیت کارش قضاوت دقیقتری کرد. همزمان باشگاه هم باید نیازهای واقعی تیم را برای نیمفصل شناسایی کند و کادر فنی را در تقویت نقاط ضعف تنها نگذارد. تراکتور امروز به حمایت کورکورانه از نکونام نیاز ندارد؛ به نقد منصفانه و زمان برای ساختن تیم نیاز دارد. نکو نه باید پشت نتایج پنهان شود و نه قربانی سبکی شود که هنوز فرصت کامل برای پیاده کردنش نداشته است. قضاوت نهایی را باید زمانی انجام داد که این تیم، با ابزارهای کافی، واقعاً «تیم نکونام» شده باشد.
نظرات (0)