ورزش آذربایجان - دوباره یک بازی دیگر از مصاف دو تیم سرخپوش لیگ برتر بدون تماشاگر برگزار شد؛ اتفاقی که در این سالها به کرات تکرار شده و مشخص است سازمان لیگ که درآمدش از هواداران نیست، ترجیح همیشگیاش بر بیتماشاگری است تا حضور هواداران.
اما مشخصاً محرومیت دو تیم از هواداران نهتنها راهحل مناسبی نبوده، بلکه باعث شده تا خشم در دل هواداران تلنبار شود و بهگونهای خشنتر نمایان شود. قائله دشمنی پرسپولیس و تراکتور هر روز بیشتر از دیروز بالا میگیرد.
یادمان نرود که بزرگترین تکه دومینو این پازل، بعد از مدتها دوری هواداران به خاطر کرونا و مواجهه ناگهانی با امید عالیشاهی رقم خورد؛ بازیکنی که تیتیها خاطره خوبی از او نداشتند.
نظریه «کاتارسیس» در این مورد معتقد است تخلیه خشم، خشم را کم میکند.
هوادار میتواند با چند شعار و چند کری، که لاجرم در فوتبال ریشه دواندهاند، نفرت خود از یک بازیکن یاغی را کم کند و نیازی به ارائه فحشهای رکیک و پرتاب سنگ نداشته باشد.
همانگونه که جامعهشناسی معتقد است، جامعه برای مدیریت تعارض به امکان بیان، تعامل و تخلیه کنترلشده نیاز دارد؛ حذف کامل یک میدان تعارض لزوماً به معنای حل تعارض نیست.
ورزشگاه مثل سوپاپ اطمینان نیست که نبودنش حتماً دیگ را منفجر کند؛ اما حذف سوپاپ، بدون حل کردن فشار داخل دیگ، هم لزوماً مسئله را حل نمیکند.
حالا اینکه در این دیگ جوشان فوتبال، فضای مجازی هم بنزین روی آتش است و فاکتورهای غیرفوتبالی، نظیر قومیت، با بحث وزیر پرسپولیسی و رئیسجمهور تراکتوری، جوشش این بمب ساعتی را بیشتر میکند.
اگر بخواهیم استعاری صحبت کنیم، تعارض حلنشده فقط از یک فضای عمومی به فضای دیگری منتقل شده است. در واقع، اینجا شبیه اصل پایستگی انرژی است؛ همانگونه که انرژی از بین نمیرود، در جامعه نیز خشونت فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود.
نظریه «ناکامی ـ پرخاشگری»؛ Dollard و بعدتر Berkowitz معتقد است…
هوادار فقط برای دیدن مسابقه به ورزشگاه نمیرود. او میخواهد حضور داشته باشد، تشویق کند، کری بخواند، پاسخ هوادار رقیب را بدهد، اعتراض کند و هویت هواداریاش را اجرا کند.

و دوباره یک سؤال مطرح میشود: این همه حرف نگفته، این همه کری نخوانده و این همه تعارض حلنشده، قرار است در چه قالبی خودش را نشان بدهد؟
پاسخ را نمیتوان صرفاً در نتیجه مسابقه یا تعداد درگیریهای داخل ورزشگاه جستوجو کرد. فوتبال، بهویژه در سطح تیمهای پرهواداری مانند تراکتور و پرسپولیس، تنها یک رقابت ورزشی نیست؛ بلکه عرصهای برای شکلگیری و بازتولید هویتهای جمعی است. هوادار خود را نه فقط بهعنوان یک فرد، بلکه بهعنوان عضوی از یک «ما» تعریف میکند و در مقابل، هوادار تیم رقیب در جایگاه «آنها» قرار میگیرد.
در نظریه «هویت اجتماعی» هنری تاجفل و جان ترنر، تعلق فرد به گروه میتواند بخشی از هویت او را شکل دهد و مرزبندی میان «گروه خودی» و «گروه بیرونی» ایجاد کند. در فوتبال، این مرزبندی میتواند در قالب شعار، پرچم، لباس، کریخوانی و رقابت هواداری بروز پیدا کند. بنابراین، با حذف تماشاگر از ورزشگاه، الزاماً هویت هواداری یا رقابت میان دو گروه از بین نمیرود؛ تنها یکی از مهمترین فضاهای بروز آن حذف میشود.
از این منظر، باید میان «حذف رفتار» و «حل تعارض» تفاوت قائل شد. ممکن است در ورزشگاهی خالی، شعار، اعتراض، کریخوانی یا درگیری میان هواداران وجود نداشته باشد؛ اما این بهتنهایی اثبات نمیکند که تعارض اجتماعی میان دو گروه کاهش یافته است. تعارض ممکن است از ورزشگاه به فضای مجازی، رسانهها و شبکههای هواداری منتقل شود یا تا زمان بازگشت دوباره هواداران، بهصورت بالقوه باقی بماند.
از این منظر، محرومیت از تماشاگر را میتوان یک راهکار انتظامی دانست، اما نباید آن را با حل ریشههای تعارض یکی دانست. ورزشگاه خالی میتواند درگیری را در همان ورزشگاه کاهش دهد؛ اما پرسش جامعهشناختی این است که آیا تعارض نیز کاهش یافته است یا صرفاً امکان مشاهده و بروز آن از میان رفته است؟
شاید خالی از تماشاگر کردن چند بازی تراکتور و پرسپولیس یک راهکار مفید انتظامی باشد، اما چاره کار نیست.
راهکار اساسی این است که در نهایت دشمنی را به رقابت تبدیل کنیم.
فوتبال اساساً بر تفاوت و رقابت بنا شده است. اگر قرار باشد هر اختلافی حذف شود، بخش مهمی از معنای اجتماعی فوتبال نیز از بین خواهد رفت. آنچه باید مدیریت شود، نه اصل تعارض، بلکه تبدیل تعارض به خشونت است.
اما با نگاه به گذشته و روند مدیریتی فعلی، بهراحتی متوجه میشویم که این خاموشی خشونت صرفاً آتش زیر خاکستر است و هر لحظه توانایی فعال شدن دارد؛ در قالبی جدیدتر و دور از ذهنتر.
البته که ما نه طرفدار خشونت هستیم و نه از آن دفاع میکنیم، بلکه با یک نگاه به جامعه متوجه میشویم که با کوچکترین جرقهای، آتش خشم دوباره روشن خواهد شد.
در واقع، اگر بخواهیم سینمایی اسپویل کنیم، باید بگوییم:
خون به پا خواهد شد؟
✏️ امیر کوزه دوست
نظرات (0)